مشکل، بازاریابی عه؟
در این مقاله قراره به این مطالب پاسخ دهیم:
چرا با وجود اینهمه ادیتور، بیشترشون بیکارن؟
چرا کسی که پر از افکت و ترنزیشن ترنده، پروژه ثابت نداره،
اما یه ادیتور دیگه، بیحاشیه و بیادعا، همیشه سرش شلوغه؟
جواب این سوال، برخلاف چیزی که خیلیها فکر میکنن، صرفاً بازاریابی ضعیف نیست. مشکل عمیقتر از این حرفهاست. واقعیت اینکه بخش زیادی از ادیتورها، تدوین رو با افکت گذاری اشتباه گرفتن. چند تا تکنیک ترند بلدن اجرا کنن، اما نمیدونن کِی باید کات بزنن، چرا باید کات بزنن و مهمتر از همه، کِی نباید هیچ کاری بکنن. تدوین، قبل از اینکه مجموعهای از افکتها باشه، منطقه تصمیمگیریه. تصمیم درباره ریتم، روایت، احساس و توجه مخاطب.
توی این مقاله از ادیتچی قراره دقیقاً بریم سراغ همین نقطه کور: دستور زبان تدوین؛
چیزی که اگه بلدش باشی، ترندها به کمکت میان و اگه بلد نباشی، حتی بهترین ترندها هم نجاتت نمیدن.
تکنیک بلدی، اما تدوین نه!
این روزها یاد گرفتن افکتهای ترند، پریستها، ترنزیشنهای وایرالی و نرمافزارهای تدوین، خیلی ساده شده.
تقریباً هر کسی میتونه:
– چند تا ترنزیشن ترند بزنه
– افکتهای وایرال اضافه کنه
– ضرب آهنگ رو تشخیص بده
اما سؤال اصلی اینه:
میدونی کِی باید کات بزنی؟
میدونی کِی باید پلان رو نگه داری؟
میدونی چرا این شات باید قبل از اون یکی بیاد؟
اینا چیزایی نیست که با دیدن چند تا آموزش ترند یاد گرفته بشه.
دستور زبان تدوین یعنی چی؟
دستور زبان تدوین، همون چیزیه که باعث میشه:
– کاتها معنا داشته باشن
– ریتم طبیعی باشه، نه مصنوعی
– مخاطب بدون اینکه بفهمه چرا، ویدیو رو تا آخر ببینه
ادیتوری که دستور زبان تدوین رو بلده، میدونه:
– هر کات چه حسی منتقل میکنه
– هر برش چه اثری روی ذهن مخاطب میذاره
– سکوت کِی از افکت قویتره
این ادیتور، حتی وقتی از ترند استفاده میکنه، ترند براش ابزارِ بیانه، نه جایگزین فکر.