جواب، برای هر تدوینگر فرق میکند!
بعد از مدتی کار حرفهای، تقریباً هر تدوینگری به این سؤال میرسد: پریمیر یا داوینچی ؟
و معمولاً دنبال یک جواب قطعی است؛ اینکه کدام «بهتر» است و کدام «حرفهایتر». اما واقعیت این است که این سؤال، اگرچه فنی به نظر میرسد، جواب فنیِ واحدی ندارد. جوابش کاملاً شخصی است و به نوع نگاه تدوینگر به تصویر، سرعت، پروژه و آیندهی کاریاش برمیگردد.
پریمیر برای خیلی از تدوینگرها، مخصوصاً در دنیای محتوا، انتخاب منطقیتری است. سرعت بالا، کار منظم، هماهنگی با پروژههای یوتیوبی و محتوای طولانی، باعث میشود تدوینگر بتواند بدون درگیر شدن با جزئیات اضافی، روی روایت و ریتم تمرکز کند. برای کسی که تحویل بهموقع، نظم و اجرای سریع برایش مهم است، پریمیر ابزار قابل اعتمادتری است.
در مقابل، داوینچی بیشتر از آنکه یک نرمافزار تدوین باشد، یک نگاه به تصویر است. داوینچی برای کسی جذاب میشود که به رنگ، نور، عمق تصویر و حس سینمایی وسواس دارد. محیط داوینچی، مخصوصاً در بخش کالر، به تدوینگر اجازه میدهد تصویر را «بسازد»، نه فقط اصلاح کند. به همین دلیل هم خیلیها وقتی وارد داوینچی میشوند، احساس میکنند حرفهایتر شدهاند؛ چون کنترل بیشتری روی تصویر دارند.
اما همینجا یک سوءتفاهم بزرگ شکل میگیرد. بعضی تدوینگرها فکر میکنند اگر داوینچی حرفهایتر است، پس باید کل پروژه را ببرند داخل داوینچی. درست مثل ادیتورهایی که فکر میکنند اگر افترافکت قویتر است، پس باید همهچیز را با افترافکت انجام داد. نتیجهی این طرز فکر معمولاً سرعت پایین، خستگی و پروژههایی است که بیش از حد زمان میبرند.
واقعیت مهمتر این است:
اگر تدوینگر پریمیر هستی، داوینچی برای اصلاح رنگهایت یک مهارت لازم است، نه انتخاب.
این جمله شاید برای بعضیها سنگین باشد، اما حقیقت بازار همین است. اصلاح رنگ در پریمیر «بد» نیست، اما محدود است. وقتی تصویر ضعیف باشد، نور ناپایدار باشد یا بخواهی به یک حس مشخص برسی، داوینچی ابزارهایی در اختیارت میگذارد که پریمیر ذاتاً برای آن ساخته نشده.کنترل دقیق روی کانتراست، اسکینتون و داینامیک رنج، داوینچی را به استاندارد کالرگریدینگ تبدیل کرده است.
نکته اینجاست که لازم نیست ابزار تدوینت را عوض کنی. قرار نیست داوینچی جای پریمیر را بگیرد. تدوینگر باهوش، تدوین را در پریمیر انجام میدهد، روایت را همان جا میبندد، ریتم را نهایی میکند و بعد، فقط برای اصلاح رنگ سراغ داوینچی میرود. این دقیقاً همان جایی است که ترکیب ابزار، بهجای تعصب، نتیجه میدهد.
در ادیتچی، نگاه ما این است که ابزار قرار نیست هویت تدوینگر را بسازد. این نحوهی استفاده ما از ابزار است که مسیر شغلیمان را تعیین میکند. پریمیر برای تدوین سریع و تمیز، داوینچی برای جان دادن به تصویر. نه جنگ، نه جایگزینی؛ فقط استفادهی درست در جای درست.
جمعبندی ادیتچی: پریمیر یا داوینچی ؟
انتخاب نرمافزار کاملاً شخصی است، اما نادیده گرفتن داوینچی برای اصلاح رنگ، اشتباه بزرگی است. تدوینگر خوب کسی نیست که مدام ابزارش را عوض میکند؛ کسی است که میداند هر ابزار، کِی و کجا باید وارد بازی شود.